وقتی اینترنت خاموش میشود، فاصله ترسناک میشود
فاصله، آن لحظه واقعی میشود که نمیتوانی بنویسی: «رسیدم خونه». وقتی نمیتوانی بپرسی: «حالت خوبه؟» یا حتی فقط آنلاین بودن کسی را ببینی و با همان نشانهی کوچک، خیالت کمی آرام شود.
انسان، موجودی اجتماعی است؛ این یک شعار کلیشهای نیست که همه از کودکی در مدرسه یاد گرفتهایم. این یک حقیقت زیستی و روانی است. ما برای زنده ماندن، برای حس آرامش و معنا دادن به تجربهی زندگی، نیاز داریم حرف بزنیم، شنیده شویم و مطمئن باشیم که در این جهان، تنها رها نشدهایم.
یکی از چیزهایی که از روزهای شکلگیری تمدن انسانی تا امروز تغییر نکرده نیاز به ارتباط است
اصلا از نخستین روزهای شکلگیری تمدن انسانی تا امروز، یکی از چیزهایی که تغییر نکرده، نیاز انسان به ارتباط است؛ و اینترنت، این نیاز کهن را ناگهان گسترده، سریع و همیشهدردسترس کرد. فاصلهها را کوتاه کرد، هزینهها را پایین آورد و ارتباط را به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره بدل ساخت.
ارتباط، فقط برای ایجاد رابطه با افراد نیست؛ برای حفظ تعادل روانی هم هست. حرف زدن در زمان فشار، اضطراب یا ترس، یکی از اصلیترین راههای تخلیهی روانی است. در نبود این امکان، احساس انزوا، بیقراری و درماندگی بهطور طبیعی بالا میرود. نه چون آدمها موجودات ضعیفی هستند، بلکه چون مغز انسان برای ارتباط طراحی شده است.




