وراثت یا سبک زندگی؛ کدامیک عامل اصلی تعیینکننده طول عمر انسان است؟ نتایج پژوهشی تازه نشان میدهد ژنها نقشی بسیار پررنگتر از تصورات پیشین در تعیین ميزان بقای ما ایفا میکنند. یافتهها ثابت میکنند که اگر متغیرهای تصادفی و مرگبار خارجی نظیر حوادث و بیماریها را از معادله حذف کنیم، کدهای ژنتیکی مسئول حدود نیمی از فرآیند طول عمر خواهند بود. چنین دستاوردی، باور عمومی مبنی بر حکمرانی مطلق سبک زندگی و عوامل محیطی بر زمان مرگ را با چالشی جدی روبهرو میکند.
شناخت دقیق سهم ژنها در بقا، کلید اصلی بازگشایی رمز و رازهای پیری محسوب میشود. بهگزارش ساینسنیوز، بن شنار، بیوفیزیکدان برجسته، معتقد است: «اگر بتوانیم راز بقای افرادی را که با وجود عادتهای ناسالم به سن ۱۱۰ سالگی میرسند کشف کنیم، در آینده قادر خواهیم بود این دانش را به راهکارهای درمانی و دارویی نوین تبدیل کنیم.»
پیش از این، مطالعات علمی سهم وراثتپذیری در طول عمر را تنها بین ۶ تا ۲۵ درصد برآورد میکردند. همین تصور باعث شده بود دانشمندان نسبت به تاثیر ژنتیک بر پیری ابراز تردید و تمرکز خود را تنها بر عوامل بیرونی معطوف کنند.
مدلسازیهای ریاضی نوین اکنون پنجرهای تازه به سوی حقیقت گشودهاند. تیم پژوهشی در حین بررسی تنوع پیری در جوامع انسانی، متوجه شد که با حذف آماری «مرگومیر بیرونی» شامل سوانح و مخاطرات محیطی، نرخ وراثتپذیری به شکلی ناگهانی جهش مییابد. متخصصان برای تایید فرضیه، دادههای مرگومیر دوقلوها و بستگان افراد کهنسال را در کشورهای سوئد، دانمارک و ایالات متحده واکاوی کردند.
از آنجایی که در دادههای پژوهش تاریخی علت دقیق مرگ ثبت نشده بود، محققان از الگویی آماری هوشمندانه بهره گرفتند. آنها با شناسایی ثبات نرخ مرگومیر در بازه سنی ۲۰ تا ۴۰ سال که ناشی از فروکش کردن عوامل محیطی است، موفق شدند سهم اثرات بیرونی را در محاسبات خود تفکیک کنند.
نتایج نهایی رویکرد تحولآفرین نشان داد که در صورت کنترل کامل شرایط محیطی، اثرگذاری ژنها بر طول عمر به حدود ۵۵ درصد میرسد. این رقم که دو برابر تخمینهای قبلی است، طول عمر را در ردیف سایر ویژگیهای فیزیولوژیک بدن قرار میدهد که همواره نیمی از آنها ریشه در وراثت دارد.
در پایان، پائولا سباستیانی، متخصص آمار زیستی، تاکید میکند که محاسبات جدید با الگوهای مشاهدهشده در حیوانات آزمایشگاهی و افراد دارای طول عمر بالای ۱۰۰ سال همخوانی کاملی دارد. گام بعدی دانشمندان، بررسی دقیقتر بخش باقیمانده این معادله است تا مشخص شود چه سهمی از زندگی ما تحت کنترل «تصادف محض» و چه بخشی متاثر از «انتخابهای آگاهانه» در سبک زندگی است.
پژوهش در نشریهی ساینس منتشر شده است.




