خلاصه مقاله:
- پژوهشهای روانشناسی نشان میدهد میتوان با تمرین و آگاهی، رفتار، احساسات و تعاملات خود را تغییر داد. لاری کلارک، روزنامهنگار در شش هفته با انجام فعالیتهای هدفمند توانست ویژگیهای شخصیتی خود مثل روانرنجوری و برونگرایی را بهبود دهد.
- کلارک با مدیتیشن، نوشتن دفترچه قدردانی، شرکت در کلاسها و تعامل با دیگران، یاد گرفت افکار و نگرانیهای منفیاش را کمتر جدی بگیرد. تغییرات او در تست شخصیت نشان داد برونگرایی و سازگاری افزایش یافته و روانرنجوری کاهش یافته است، در حالی که مسئولیتپذیری و استقبال از تجربه تغییر چندانی نداشتند.
- نتایج شخصی کلارک با مطالعات علمی دیگر درباره تغییر شخصیت هماهنگ بود و نشان داد عمل کردن به شیوهای خاص میتواند دید ما نسبت به خود را تغییر دهد. بااینحال، حتی مؤثرترین روشها هم تغییرات بزرگ را تضمین نمیکنند و بیشتر مردم عمدتاً همان شخصیت اصلی خود را حفظ میکنند، مگر اینکه واقعاً بخواهند و تلاش کنند.
آیا میتوانیم شخصیت خود را عمداً تغییر دهیم؟ بسیاری از ما فکر میکنیم ویژگیهای شخصیتیمان ثابت و تغییرناپذیرند، اما پژوهشهای روانشناسی نشان میدهد با تمرین و آگاهی میتوان تغییراتی واقعی در رفتار، احساسات و نحوه تعامل با دیگران ایجاد کرد.
لاری کلارک، روزنامهنگار بریتانیایی در یادداشتی مفصل ضمن شرح تجربهی شخصی خود، توضیح میدهد که با انجام مجموعهای از تمرینها و فعالیتهای هدفمند، توانست در مدت شش هفته برخی از ویژگیهای شخصیتی خود را تغییر دهد و جنبههای مثبت بیشتری در تعامل با جهان پیرامونش به دست آورد. در ادامه، تجربه کلارک را از زبان خودش میخوانیم.
چند ماه پیش وقتی احساس خارش مکرر در دستم کردم، ناگهان یاد مقالهای افتادم که قبلاً خوانده بودم. مقاله درباره افرادی بود که خارشهای عجیب و طاقتفرسا دارند و آنقدر خود را میخارانند که گاهی به خودشان آسیب میزنند و این وضعیت حتی بعضی اوقات باعث ناتوانی یا مرگشان میشود. با نگرانی فکر کردم: «شاید این اتفاق برای من هم بیفتد».
من گهگاهی چنین تجربههایی دارم، پس تعجبآور نبود وقتی یک تست شخصیت آنلاین انجام دادم و دیدم در ویژگی روانرنجوری، بالاتر از ۸۵ درصد افراد قرار دارم.
از نوجوانی فرد روانرنجوری بودم و اولین حمله پانیکم را هم در همان دوران تجربه کردم. با گذشت زمان، این ویژگی عمدتاً بهلطف تغییراتی که خودم ایجاد کردم، در من کمتر شد؛ کمتر خودم را سرزنش میکنم، سعی میکنم درباره هر برخورد اجتماعی یا لحظاتی که ممکن است خودم را خجالتزده کنم، زیاد نگران نشوم و روی چیزهای مشابه تمرکز نکنم. (روانرنجوری بدین معنی است که بعضی افراد تمایل دارند احساسات منفی را بیشتر تجربه کنند، مثل اضطراب، نگرانی، عصبانیت یا افسردگی. کسی که در این ویژگی نمره بالایی دارد، ممکن است نسبت به موقعیتهای استرسزا یا انتقادها حساستر باشد، سریعتر نگران شود و احساسات منفی را راحتتر و شدیدتر تجربه کند. به زبان ساده، این ویژگی باعث میشود که شخص زود عصبی، نگران یا ناراحت شود و گاهی کنترل احساساتش سختتر باشد.)
بعد سردبیرم پیشنهاد جالبی داد: آیا دوست دارم با کمک تحقیقات جدید در زمینه تغییر شخصیت، برخی جنبههای شخصیت خودم را تغییر دهم؟
علم روانشناسی شخصیت مدل «پنج عاملی شخصیت» یا Big Five را معتبرترین مدل میداند. این مدل شخصیت را به پنج بعد تقسیم میکند: استقبال از تجربه، وظیفهشناسی، برونگرایی، سازگاری و روانرنجوری. هر بعد خودش شامل ویژگیهای کوچکتری است؛ مثلاً روان رنجوری شامل نگرانی زیاد، فکر کردن مداوم و بیثباتی عاطفی است و برونگرایی شامل جسارت و اجتماعی بودن میشود.
روانشناسان قبلاً فکر میکردند شخصیت انسان تقریباً تغییرناپذیر است. برنت رابرتز، استاد روانشناسی در دانشگاه ایلینوی و یکی از تاثیرگذارترین پژوهشگران شخصیت میگوید: «برخی از همکارانم در دهه ۸۰ معتقد بودند شخصیت تا سن ۳۰ سالگی ثابت میشود. اما تحقیقات زیادی در سه دهه اخیر نشان داده این دیدگاه نیاز به تعدیل دارد.»
روانشناسان دریافتهاند که با گذر زمان، مردم معمولاً کمتر روانرنجور و بیشتر مسئولیتپذیر و سازگار میشوند. میرجام استیگر، پژوهشگر تغییر شخصیت در دانشگاه علوم کاربردی لوسرن در سوئیس میگوید: «پژوهشگران حالا معتقدند این تغییرات هم به رشد طبیعی بدن و هم به تجربیات زندگی و مسئولیتهای بزرگسالی بستگی دارد.»
در سالهای اخیر، روانشناسان تحقیقات بیشتری درباره تغییر شخصیت انجام دادهاند و پژوهشهای جدید نشان میدهند که میتوان با انتخابهای آگاهانه این تغییر را تسریع کرد. تعداد فزایندهای از مطالعات نشان میدهند که با مداخلات هدفمند میتوان تغییر شخصیتی را که معمولاً در طول یک عمر رخ میدهد، در چند ماه تجربه کرد. برای آزمایش خودم، تنها شش هفته زمان داشتم.
اولین کاری که کردم، انجام یک تست شخصیت آنلاین بود تا ببینم اکنون در پنج جنبه بزرگ شخصیت چه امتیازی دارم. مشخص شد که علاوه بر روانرنجوری خیلی بالا، من بسیار پذیرای تجربه هستم و در صدک ۹۳ قرار گرفتم (یعنی در ویژگی استقبال از تجربهها و ایدههای جدید، از ۹۳ درصد مردم عملکرد یا امتیاز بالاتری دارم). وظیفهشناسی من هم خیلی بالا بود که تعجبی نداشت چون همیشه در مدرسه سخت تلاش میکردم و هنوز هم دراینزمینه کمی کمالگرا هستم.
سازشپذیری من هم بد نبود، اما خیلی عالی هم نبود. کسانی که در این ویژگی نمره بالایی میگیرند، معمولاً مهربان، اهل همکاری، قابل اعتماد و محبوب هستند. من در صدک ۵۰ قرار گرفتم. من معمولاً کمی نسبت به دیگران مشکوکم و خودم را خیلی بخشنده نمیدانم.
برای دقت علمی بیشتر، از همسرم خواستم که در ابتدا و پایان شش هفته تست شخصیت را بدهد. او نقش گروه کنترل را داشت و هیچ کاری برای تغییر شخصیتش نکرده بود. در پایان، نتایج او تقریباً بدون تغییر بود: هنوز روان رنجوریاش خیلی بالا بود، میزان اسقبال از تجربهاش زیاد، سازگاری و برونگراییاش متوسط و وظیفه شناسیاش پایین بود.




