از خاموشی دیجیتال تا اینترنت طبقاتی؛ قانون اساسی بی‌صدا نقض می‌شود


«هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی‌های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.»

این بخش از اصل ۹ قانون اساسی که در سال‌های اخیر به‌راحتی نادیده گرفته شده، به‌وضوح از تبعیضی حکایت دارد که تنها مختص به خواص است. در حالی که برای عده‌ای خاص، آن‌چه که تحت عنوان «اینترنت» شناخته می‌شود، به‌عنوان ابزاری پیشرفته و کامل ارائه می‌گردد، برای اکثریت مردم چیزی که در دسترس است، نه تنها نام اینترنت را نمی‌تواند یدک بکشد، بلکه اصول اولیه دسترسی آزاد و برابر به اطلاعات را نیز نقض می‌کند.

امروز اما شاهد نقض گسترده و بدون چارچوب قانون اساسی هستیم؛ از اصل سوم: «رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام مادی و معنوی»، «تامین حقوق  افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون» و یا اصول بیستم، بیست‌ودوم، بیست‌وهشتم و… که همگی نقض می‌شوند.

پرداختن به ابعاد حقوقی نقض قانون اساسی یا تصویب و اجرای قوانین فراقانونی و جرم‌انگاری‌ها در حوزه توانایی و تخصص من نیست، اما نتیجه آن به‌وضوح در مجرمیت اکثریت جامعه و بی‌اعتنایی به قانون دیده می‌شود. وقتی شما برای تلاش در جهت دسترسی آزاد به اینترنت، از پیش با احکام سنگین مجرم شده باشید، نقض سایر قوانین با مجازات‌های کمتر، برایتان اهمیتی ندارد. در چنین شرایطی، دیگر فرقی ندارد که آب یک وجب از سر گذشته باشد یا صد وجب؛ دیگر هیچ چیزی از دست نرفته که نگرانش باشید.

اقتصاد دیجیتال خون اندک در رگ‌های اقتصاد کشور بود که با محدودیت‌های اخیر در معرض نابودی قرار گرفت

این تمام داستان نیست. در حالی که سایه سنگین تحریم‌ها و تصمیمات ناگهانی و گاهی اشتباه، شرایط اقتصادی را به جایی رسانده که هر فعالیت تجاری و تولیدی برای ادامه نیازمند سرمایه‌گذاری‌های کلان است، اقتصاد دیجیتال و تحول دیجیتال به‌عنوان یک جریان نو و نویدبخش، خون اندکی در رگ‌های اقتصادی کشور بودند. جریانی که با محدودیت‌های اخیر، به‌طور کامل در معرض خطر و نابودی قرار گرفته است.

فرصت‌های ازدست‌رفته

تجربه کرونا و فعالیت‌های دورکاری فرصتی فراهم کرده بود تا جوان ۱۸ ساله‌ای در نقطه صفر مرزی بتواند یاد بگیرد، تجربه کسب کند و از راه دور در شرکت‌های مختلف مشغول به کار شود. اثرات بلندمدت اقتصاد دیجیتال و توزیع ثروت در مناطق دوردست از طریق کسب درآمد آنلاین، به رونق این مناطق و افزایش خرید منجر شده بود.

همچنین، رشد هوش مصنوعی موجب تسریع فرایند یادگیری جوانان مستعد و فراهم شدن موقعیت‌های بهتر برای آنان شده بود. اما محدودیت‌های اینترنتی، این فرصت ارزشمند را از جوانان کشور سلب کرده است.

خودکفایی در علوم، فنون، صنعت و کشاورزی، که اصولاً جزء مواردی است که در قانون اساسی به‌وضوح بر آن تاکید شده فدای رویکرد سطحی و شتاب‌زده‌ای شده که تنها شبکه‌های اجتماعی را کنترل می‌کند. به‌جای حل مسائل بنیادین، با راه‌حل‌های مقطعی و کورتونی صرفاً سعی در کاهش علائم شده است.

«اینترنت تجاری» و دسترسی ویژه به شبکه‌ها برای شرکت‌های بزرگ، از سیاست‌های ناپخته در بحران‌های کوتاه‌مدت است

«اینترنت تجاری» و دسترسی ویژه به شبکه‌ها برای شرکت‌های بزرگ، تنها بخشی از این سیاست‌های ناپخته و بی‌پاسخ است که برای بحران‌های کوتاه‌مدت به‌وجود آمده‌اند. اما پرسش اساسی همچنان بی‌جواب مانده: آیا برای مشکلاتی که در آینده ایجاد خواهد شد هم پاسخی وجود دارد؟

آیا به این فکر شده که دانش‌آموز، نیروی کار آینده، لایق چه سطحی از دانش است؟ نوجوان پارسی چطور باید از دره کوته‌فکری و تنگ‌نظری عبور کند تا به تمامی علم روز دسترسی داشته باشد؟ آیا به این فکر شده است که پنج سال دیگر نیروی بخش اقتصاد دیجیتال چطور باید تربیت شود؟ از کدام قشر است و چه سطح دسترسی‌ای داشته یا دارد؟

تجربه نشان داده که فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی ضربه‌ای مهلک به اقتصاد سنتی ایران و درآمدهای شرکت ملی پست زده است. حالا باید پرسید کدام عقل سلیمی اجازه داده چوبی در چرخ تحول دیجیتال و اقتصاد کشور انداخته شود؟ این تصمیم در یک یا دو سال آینده به شکل فشار اقتصادی و کمبود نیروی کار، خود را به وضوح نشان خواهد داد.

خطر حذف از میادین بین‌المللی

بیش از بیست سال است که ما، توسعه‌دهندگان بانام یا بی‌نام، با تلاشی بی‌وقفه از دام سازوکارهای نابودگر و تمامیت‌خواه دولتی دور مانده‌ایم و جوامع کاربری را به‌طور داوطلبانه و عام‌المنفعه نگاه داشته‌ایم. ما در راستای دسترسی آزادانه به دانش و فناوری تلاش کرده‌ایم و با مشارکت در پروژه‌های متن‌باز بین‌المللی، نقش جهانی خود را ایفا کرده‌ایم. ما، مستقلین و فعالانی که در شرکت‌های بزرگ نیستیم، در دنیای دیجیتال چه جایگاهی داریم؟ چطور سطح‌بندی می‌شویم؟

یک نمونه ساده: در بنیاد نرم‌افزاری پایتون، در کارگروه تنوع و شمولیت که اعضایش با رأی سایر توسعه‌دهندگان بین‌المللی مشخص می‌شود، دو نماینده از خاورمیانه وجود دارد که یکی از آن‌ها ایرانی است. اگر قطع اینترنت و محدودیت‌ها، این نمایندگی را از ایران و ایرانی بگیرد، چه کسی مسئول از دست رفتن این اعتبار و جایگاه است؟ آیا اصلاً در ذهن سیاست‌گذاران چنین دغدغه‌ای وجود دارد؟

در حالی که در دوران خاموشی اینترنت بین‌الملل برخی خبرگزاری‌های خودی، شرکت‌های پیام‌رسان و برخی شرکت‌های خاص دیگر به اینترنت آزاد یا نسبتا آزاد دسترسی داشتند، معلمان و دانش‌آموزان به اپلیکیشن «شاد» دسترسی نداشتند و کلاس‌های هوش مصنوعی ما به دلیل برگزار نشدن ممکن است در سال تحصیلی آینده یا شاید برای همیشه قطع شود. کلاس‌هایی که شاید برای بسیاری از این بچه‌های ۱۳-۱۴ ساله می‌توانست اولین و آخرین تجربه دسترسی به انواع مختلف هوش مصنوعی و نه فقط مدل‌های زبانی بزرگ باشد.

اگر در جلسه «اینترنت، آینده ایران» در وزارت ارتباطات با بغض و درد، دغدغه آینده نسل جدید را مطرح کردم، امروز با درد و حسرت و خشم، آینده تباه‌شده کودکان ایران را می‌بینم. وقتی دانش‌آموزانم از من می‌پرسند: «آقا یعنی هفته بعد دیگه کلاس نداریم؟» دیگر جوابی ندارم. حتی از پاسخ‌گویی به دانش‌آموزانم در اپلیکیشن «شاد» عاجزم و راه‌حلی چه در کوتاه‌مدت و چه بلند‌مدت نمی‌بینم.



منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *