خلاصه مقاله:
- ویروس اپشتین–بار (EBV) یکی از شایعترین ویروسهای انسانی است و بیش از ۹۰ درصد مردم جهان در طول زندگی خود به آن مبتلا میشوند، اما این گستردگی بهمعنای بیخطر بودنش نیست.
- پژوهشهای جدید نشان میدهد حدود یک نفر از هر ۱۰ نفر بهدلیل تفاوتهای ژنتیکی خاص، توانایی کمتری در کنترل این ویروس دارند. همین آسیبپذیری ژنتیکی میتواند توضیح دهد چرا EBV در برخی افراد با بیماریهای خودایمنی مانند اماس، لوپوس و آرتریت روماتوئید ارتباط پیدا میکند.
- دادههای ژنتیکی صدها هزار نفر نشان میدهد برخی تغییرات در ژنهای مرتبط با سیستم ایمنی، بهویژه مجموعه سازگاری بافتی اصلی (MHC)، تشخیص و مهار ویروس را مختل میکند. ماندگاری ویروس در بدن میتواند به تحریک مزمن سیستم ایمنی، خستگی طولانیمدت و افزایش خطر بیماریهای مزمن منجر شود و توجه پژوهشگران را به درمانهای هدفمند و واکسن EBV جلب کند.
ویروس اپشتین–بار (EBV) یکی از شایعترین ویروسهایی است که انسان را آلوده میکند به طوری که بیش از ۹۰ درصد مردم دنیا در مقطعی از زندگی خود با آن تماس پیدا میکنند. بااینحال، این فراگیری بههیچوجه به معنی بیخطر بودن آن نیست. پژوهشهای جدید نشان میدهد در حدود یک نفر از هر ۱۰ نفر، بهدلیل ویژگیهای ژنتیکی خاص، در برابر این ویروس آسیبپذیرتر هستند و همین موضوع میتواند توضیح دهد چرا EBV در برخی افراد باعث بیماریهای شدید و مزمن میشود، اما بیشتر مردم را تقریباً بدون مشکل جدی رها میکند.
ویروس اپشتین–بار هرچه بیشتر با بیماریهای خودایمنی مانند اماس (مولتیپل اسکلروزیس) و لوپوس مرتبط دانسته میشود؛ بیماریهایی که در آنها سیستم ایمنی، بهاشتباه به بافتهای خود بدن حمله میکند. پرسش اصلی این است: اگر تقریباً همه ما به این ویروس آلوده میشویم، چرا فقط عدهای دچار چنین عوارض خطرناکی میشوند؟ پاسخ این پرسش، طبق شواهد جدید، احتمالاً در ژنهای ما پنهان شده است.
ویروس اپشتین–بار پس از ورود به بدن میتواند برای سالها و حتی تمام عمر بهصورت نهفته در برخی سلولها باقی بماند
کریس وینکاپ، پژوهشگر کالج کینگ لندن که در این مطالعه نقشی نداشته است، میگوید: «تقریباً همه در معرض EBV قرار میگیرند. اما چرا مواجهه با یک ویروس واحد در برخی افراد به خودایمنی منجر میشود و در بیشتر مردم نه؟» به گفته او، این پژوهش تازه بالاخره پاسخی علمی برای این معما ارائه میدهد.
همانطور که نیوساینتیست مینویسد، ویروس اپشتین–بار نخستینبار در سال ۱۹۶۴ شناخته شد؛ زمانی که دانشمندان ذرات آن را در نوعی سرطان نادر به نام لنفوم بورکیت کشف کردند. بعدها مشخص شد این ویروس به خانواده هرپسویروسها تعلق دارد و پس از ورود به بدن، میتواند برای سالها و حتی تمام عمر بهصورت نهفته در برخی سلولها باقی بماند. به همین دلیل است که تقریباً همه افراد پادتنهایی علیه EBV در خون خود دارند؛ نشانهای از اینکه بدنشان زمانی با این ویروس روبهرو شده است.
در کوتاهمدت، EBV عامل اصلی بیماری مونونوکلئوز عفونی است که با نام «مونو» یا «تب غدهای» شناخته میشود. این بیماری معمولاً با تب، گلودرد، خستگی شدید و تورم غدد لنفاوی همراه است و اغلب پس از چند هفته خودبهخود بهبود مییابد. اما مشکل اصلی، عوارض بلندمدتی است که در برخی افراد بروز میکند. در سالهای اخیر، پژوهشهای متعددی نشان دادهاند که EBV میتواند در ایجاد بیماریهای خودایمنی نقش کلیدی داشته باشد. برای مثال، مطالعهای بسیار مهم در سال ۲۰۲۲ شواهد قوی ارائه داد که نشان میداد این ویروس عامل اصلی بروز اماس است؛ بیماری که در آن، غلاف محافظ اطراف رشتههای عصبی آسیب میبیند و پیامهای عصبی بهدرستی منتقل نمیشوند. نتیجه این فرایند میتواند مشکلات حرکتی، اختلال بینایی و ناتوانیهای عصبی پیشرونده باشد.
کالب لارو، پژوهشگر مرکز سرطان مموریال اسلون کترینگ در نیویورک، میپرسد: «چرا انسانها در مقیاس جمعیتی، به یک عفونت ویروسی یکسان اینهمه واکنش متفاوت نشان میدهند؟»
برای یافتن پاسخ، لارو و همکارانش دادههای سلامت و ژنتیکی بیش از ۷۳۵ هزار نفر را بررسی کردند.ر این مطالعات، ژنوم شرکتکنندگان با استفاده از نمونههای خون توالییابی شده بود. این نکته اهمیت زیادی داشت، چون ویروس اپشتین–بار هنگام عفونت، نسخههایی از DNA خود را در برخی سلولهای خونی باقی میگذارد. به بیان سادهتر، ردپای ژنتیکی ویروس میتواند سالها بعد هم در خون فرد شناسایی شود.
پژوهشگران متوجه شدند مقدار DNA ویروس در خون افراد بسیار متفاوت است. در حالی که بیشتر شرکتکنندگان مقدار بسیار کمی از DNA ویروس را در سلولهای خود داشتند؛ نشانهای از اینکه بدنشان تا حد زیادی ویروس را مهار کرده است. حدود ۴۷ هزار نفر، یعنی نزدیک به ۹٫۷ درصد کل افراد بررسیشده، میزان بالایی از EBV را در بدن خود حفظ کرده بودند. معیار پژوهشگران این بود که این افراد بیش از ۱٫۲ ژنوم کامل ویروس به ازای هر ۱۰ هزار سلول خونی داشتند. این یافته نشان میداد که در این گروه، ویروس بهطور کامل خاموش نشده و همچنان حضوری فعال یا نیمهفعال دارد.
گام بعدی این بود که مشخص شود چرا بدن این افراد در کنترل ویروس ضعیفتر عمل میکند. رایان دیندسا از کالج پزشکی بیلور در تگزاس میگوید: «ما پرسیدیم آیا تفاوتهای مشخصی در ژنوم این افراد وجود دارد که باعث میشود سطح EBV در بدنشان بالا بماند؟» پاسخ مثبت بود. پژوهشگران ۲۲ ناحیه ژنتیکی مختلف را شناسایی کردند که با سطح بالای ویروس ارتباط داشتند. نکته مهم اینکه بسیاری از این نواحی ژنتیکی پیشتر نیز با بیماریهای مرتبط با سیستم ایمنی شناخته شده بودند.
قویترین ارتباطها به مجموعهای از ژنها مربوط میشد که «مجموعه سازگاری بافتی اصلی» یا MHC را میسازند. این مجموعه، یکی از مهمترین اجزای سیستم ایمنی است و وظیفه آن این است که به سلولهای ایمنی کمک کند تفاوت بین «خودی» و «بیگانه» را تشخیص دهند. به زبان ساده، MHC مانند کارت شناسایی مولکولی عمل میکند و به سیستم ایمنی میگوید کدام سلولها متعلق به بدن هستند و کدامها مهاجماند. دیندسا توضیح میدهد که برخی افراد دارای گونههای متفاوتی از این ژنها هستند و همین تفاوتها باعث میشود سیستم ایمنی آنها ویروس اپشتین–بار را بهخوبی تشخیص ندهد یا بهطور کامل مهار نکند.
همان عواملی که باعث آسیبپذیری بیشتر در برابر EBV میشوند، خطر ابتلا به بیماریهایی مانند لوپوس و آرتریت روماتوئید را نیز افزایش میدهند
روث دابسون از دانشگاه کوئین مری لندن میگوید: «این ویروس در برخی افراد تغییری پایدار و حتی دائمی در سیستم ایمنی ایجاد میکند.» وقتی DNA ویروس برای مدت طولانی در بدن باقی میماند، ممکن است بهطور مداوم، هرچند ضعیف، سیستم ایمنی را تحریک کند. این تحریک مزمن میتواند در نهایت باعث شود سیستم ایمنی از کنترل خارج شود و به بافتهای خود بدن حمله کند؛ همان چیزی که در بیماریهای خودایمنی رخ میدهد.
پژوهشگران همچنین دریافتند که گونههای ژنتیکی مرتبط با سطح بالای EBV، با افزایش خطر ابتلا به بیماریهای خودایمنی دیگری مانند آرتریت روماتوئید و لوپوس نیز همراه است. این یافتهها شواهد بیشتری به این فرضیه اضافه میکند که EBV فقط یک ویروس بیخطر دوران کودکی نیست، بلکه میتواند نقش مهمی در آغاز یا تشدید بیماریهای مزمن ایفا کند.
یکی دیگر از نتایج جالب مطالعه، ارتباط بین این گونههای ژنتیکی و احساس خستگی و کسالت طولانیمدت بود. این موضوع توجه پژوهشگران را جلب کرد، چون برخی مطالعات پیشین پیشنهاد کردهاند که EBV ممکن است یکی از عوامل زمینهساز انسفالومیلیت میالژیک یا همان سندرم خستگی مزمن (ME/CFS) باشد؛ بیماری پیچیده که با خستگی شدید و پایدار، درد عضلانی، اختلال تمرکز و بدتر شدن علائم پس از فعالیت همراه است. دیندسا میگوید: «بهدلیل اندازه بسیار بزرگ نمونه، میتوانیم با اطمینان بگوییم این ارتباط آماری وجود دارد. اما هنوز دقیقاً نمیدانیم رابطه علت و معلولی آن چیست.»
از نگاه وینکاپ، یکی از مهمترین دستاوردهای این پژوهش آن است که دقیقاً نشان میدهد کدام بخشهای سیستم ایمنی در اثر حضور طولانیمدت EBV دچار اختلال میشوند. این اطلاعات میتواند راه را برای درمانهای هدفمند هموار کند؛ درمانهایی که بهجای سرکوب کلی سیستم ایمنی، فقط اجزای درگیر در پاسخ نادرست به ویروس را نشانه میگیرند و در نتیجه، آسیب کمتری به بدن میزنند.
گزینه دیگر، پیشگیری از همان ابتداست: واکسیناسیون علیه ویروس اپشتین–بار. تاکنون فقط واکسنهای آزمایشی برای EBV ساخته شدهاند و هیچکدام هنوز به استفاده عمومی نرسیدهاند. وینکاپ میگوید واکسیناسیون علیه EBV اقدامی بزرگ و بحثبرانگیز خواهد بود، چون بسیاری این ویروس را عامل بیماریای خفیف و گذرا میدانند. اما او یادآوری میکند که بیماریهایی مانند اماس، لوپوس و سایر اختلالات خودایمنی که با EBV مرتبط شدهاند، بار سنگینی بر دوش بیماران و نظامهای سلامت میگذارند. به همین دلیل، پرسش پایانی او ساده اما چالشبرانگیز است: «اگر پیامدهای این ویروس برای تعداد قابلتوجهی از مردم اینقدر سنگین است، واقعاً تا چه حد میتوان آن را خوشخیم دانست؟»




