
باشگاه خبرنگاران جوان – اندیشمندان مسلمان از گذشته تاکنون با تکیه بر آیات و روایات، نکات مهم و ارزشمندی در حوزه زیبایی شناسی اسلامی بیان کردهاند. این نوشته بر آنست تا بر مبنای اندیشه اسلامی، حقیقت و خاستگاه زیبایی را بازخوانی نموده و به گوشهای از مباحث زیبایی شناسی اسلامی بپردازد.
فطری بودن زیبایی در زیبایی شناسی اسلامی
نخستین نکته برجسته در زیبایی شناسی اسلامی، فطری بودن گرایش به زیبایی همانند فطری بودن دین و خداشناسی در انسانهاست. زیباخواهی و زیباجویی از نیازهای فطری انسان است و نمیتوان آن را بدون پاسخ گذاشت. درک و دریافت زیبایی در کنار دریافت حقیقت، از نیازهای اولیه معنوی انسان است. بر اساس زیبایی شناسی اسلامی، روح انسان بدون دریافت زیبایی نمیتواند در این دنیا آرام بگیرد و دوام بیاورد. همانطور که زندگی مادی بدون غذا و … ناممکن میشود، حیات معنوی نیز بدون درک حقیقت و دریافت زیبایی از دست میرود.
اندیشمندان مسلمان بر مبنای نظریه زیبایی شناسی اسلامی معتقدند گرچه میتوان روح انسان را فریفت و به جای زیبایی، چیزی دیگر را به آن نشان داد، ولی نمیتوان او را از زیباجویی، زیباخواهی و زیباپسندی بازداشت؛ چنانکه نیاز به پرستش را نمیتوان بی پاسخ گذاشت. در همه دوران زندگی بشر، گروههای بزرگی فریب خورده، به جای خدا چیز دیگری را پرستیدهاند؛ ولی هیچ جامعه یا جماعتی را نمییابیم که پرستش را به طور کلی ترک کرده باشند.
این ویژگی خواستهها و گرایشهای فطری انسان است که میتوان آنها را فریفت، تحریف کرد و به آنها پاسخ ناشایست داد؛ ولی نمیتوان بی پاسخشان گذاشت. زیبایی تنها حسی خاص را در ما اشباع نمیکند، چنانکه مثلا آب خوردن تشنگی را، بلکه راهی است برای دریافت کمال. با دقت در یک اثر زیبای آفرینش انسان همگام با اشباع حس زیباجویی خود به دریافت کمال نیز میرسد.
تلاش شیطان برای انحراف حس زیبایی شناختی
همانطور که بیان شد در چهارچوب زیبایی شناسی اسلامی، گرایش به زیبایی امری فطری تلقی میشود. به همین دلیل، زیبایی شناسی از مؤثرترین سامانههای ادراکی انسان در رویارویی با جهان خارج است. یکی از اقدامات شیطان برای گمراهی انسان، ایجاد انحراف در گرایشات زیبایی شناختی انسان است. اندیشههای انسان در بسیاری از موارد، همراه احساسات است؛ حتی در برخی از بنیادی ترین، خشکترین و بی روحترین مقولههای معرفتی، ذائقه زیبایی شناسی موجب گزینش یک گونه معرفت میشود. در حقیقت طبق دیدگاه زیبایی شناسی اسلامی، میل به زیبایی افزون بر اینکه سرچشمه شکل گیری هنر است، خاستگاه برخی گزارههای اخلاقی نیز به شمار میرود. به بیان دیگر، حوزه زیبایی شناسی چنان گسترده است که از امور محسوس فراتر میرود و امور معنوی را نیز در بر میگیرد.
حفظ و صیانت از بینش فطری زیبایی شناختی انسانی و توجه به زیبایی واقعی بر مبنای زیبایی شناسی اسلامی میتواند انسان را در دریافت معارف صحیح و موضع گیری رفتاری درست کمک کند. با آگاهی از این تأثیر و کارایی است که گفتمان مدرن بر خلاف زیبایی شناسی اسلامی میکوشد زیبایی را از حوزه عقل به حیطه نفس بکشاند و با تردستی امر مطبوع را که بر میل و هوس دلالت دارد و پیرو حواس و تجارب زیستی انسانهاست به جای آن بنشاند و تقلیل جویانه آن را به چیزی که برای نفس ما خوشایند است تعریف کند.
در زیبایی شناسی اسلامی، گرایش انسان به زیبایی بر پایه عقل شکل میگیرد. خداوند بارها در آیات قرآن به انسان هشدار میدهد که شیطان امر نازیبا را چنان در نظر آدمی آراسته و زیبا جلوه میدهد، که انسان فریب خورده و در عمل خود دچار خطا میشود. شیطان عمل زشت کافران را برای آنان زیبا جلوه میدهد و فطرت زیبایی خواهی آنها را دچار انحراف میسازد؛ قرآن در این باره میفرماید: «تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَیٰ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ فَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِیُّهُمُ الْیَوْمَ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ؛ به خدا سوگند، به سوی امّتهای پیش از تو پیامبرانی فرستادیم؛ امّا شیطان اعمال آنها را در نظرشان آراست؛ و امروز او ولیّ و سرپرستشان است؛ و در سرای آخرت مجازات دردناکی برای آنهاست!» در آیه دیگری خداوند میفرماید: «کذلک زُیِّنَ لِلْکَافِرِینَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ؛ بدینسان برای کافران آنچه میکردند آراسته شده است.»
شیطان تا آنجا پیش میرود که حتی قتل فرزند را نیز به عنوان عملی زیبا جلوه گر میسازد: «وَ کَذَٰلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ؛ و اینگونه معبودهای آنها، قتل فرزندانشان را در نظر بسیاری از آنها زیبا جلوه دادند.»
بنابراین یکی از نتایج توجه به زیبایی شناسی اسلامی، جلوگیری از انحراف انسان و رهایی از دامهای شیطان است. شیطان با آراستن باطل مانع هدایت انسان میشود؛ قرآن در توصیف قوم سبا از زبان هدهد میفرماید: «وَجَدتُهَا وَ قَوْمَهَا یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ فَهُمْ لَا یَهْتَدُونَ؛ و و قومش را دیدم که برای خورشید سجده میکنند نه برای خدا؛ و شیطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داده، و آنها را از راه حق بازداشته؛ از این رو هدایت نمیشوند.»
بنابراین اصلیترین ثمره اصلاح حس زیبایی شناختی، هدایت و رهایی از اضلال شیطان میباشد که این امر در پرتو آموزههای زیبایی شناسی اسلامی محقق خواهد شد.
معیارهای زیبایی در زیبایی شناسی اسلامی
پس از آنکه روشن شد شیطان با فریبکاری حس زیبایی شناسی، انسان را دچار اختلال میکند، اکنون به موضوع معیار و ملاک زیبایی از منظر زیبایی شناسی اسلامی میپردازیم. دیدگاههایی که درباره ملاک زیبایی اظهار شده با وجود فراوانی و تنوع در دو دسته کلی قرار میگیرند: یک دسته آنها که معیار زیبایی را در نفس آدمی جستوجو میکنند و دسته دیگر که در ذات چیز زیبا به دنبال آن میگردند؛ بنابراین هر معیار و ملاکی برای زیبایی تعیین شده یا در ذات شیء زیباست و یا در نفس ناظر آن.
از معیارهای دسته اول که در نوشتههای صاحبان اندیشه به چشم میآید. منفعت، میل، لذت و عادت را میتوان برشمرد. منظور از منفعت این است که یکی از نیازهای آدمی را پاسخ دهد. به همین دلیل برخی فیلسوفان ـ بدون اشاره به منفعت ـ نیاز انسان را ملاک زیبایی دانستهاند. ویل دورانت شماری از فیلسوفان را نام برده که عادت یا لذت را ملاک زیبایی دانستهاند. از نگاه کانت، امر زیبا آن است که انسان را متلذذ میسازد، بدون اینکه هیچگونه ارتباطی با میل و شهوت داشته باشد.
از معیارهای دسته دوم تناسب و کمال شاخصترین معیارها هستند. ارسطو و قاضی سعید قمی نظم و تناسب را برای پیدایش زیبایی ضروری دانستهاند. ارسطو نظم، تقارن و تعین را ویژگی اصلی زیبایی شمرده و کشف آن را به عهده ریاضیات نهاده است.
نظریه تناسب در میان طرفداران نظریه زیبایی شناسی اسلامی طرفدار چشمگیری جز قاضی سعید قمی ندارد و بیشتر در اروپا به آن توجه شده است. بیشتر اندیشوران مسلمان از «کمال» به عنوان معیار حقیقی زیبایی در زیبایی شناسی اسلامی نام بردهاند. طبق این دیدگاه، زیبایی هر چیزی به این است که به بالاترین مرتبه کمال خود برسد؛ در این صورت، به نهایت زیبایی میرسد؛ و گرنه به مقدار کمالاتی که دست یافته، زیباست.
فارابی براساس زیبایی شناسی اسلامی در تعریف زیبایی مینویسد: «زیبایی و فروغ و زینت در هر موجودی آن است که برترین مرتبه وجودش پدید آید و به کمال نهایی اش برسد.»
ابن سینا نیز نوشته است: «جمال و فروغ هر چیزی آن است که به صورتی باشد که برای او کمال است.»
علامه طباطبایی، کوشیده تناسب را به گونهای تفسیر کند که با معیار کمال جمع شده از هر دو یک معیار جامع به دست آید؛ به همین دلیل در تعریف زیبایی نوشته است: «[زیبایی]عبارتست از توافق اجزا و تناسب آنها با یکدیگر به گونهای که مجموعه برای رسیدن به کمال خویش مجهز و آماده باشد؛ به گونهای که تجهیز و آمادگی بهتر و کاملتر از آن قابل تصور نباشد.»
بنابراین در زیبایی شناسی اسلامی برای تشخیص زشت از زیبا باید به کمال هر چیز توجه کرد. از آنجا که کمال انسان در عمل به آموزههای اخلاقی و پرستش خدای یگانه است، پس زیباترین حالت انسان نیز حالتی است که در آن به دستورات الهی عمل کرده و معبود حقیقی اش را میپرستد؛ اما باید توجه داشت که شیطان با ارائه معیارهای دروغین، چون لذت و منفعت زودگذر دنیایی، انسان را از چهارچوب زیبایی شناسی اسلامی و فطری خارج کرده به مسیر باطل منحرف میسازد.
خاستگاه زیبایی در زیبایی شناسی اسلامی
مسئلهای دیگری که باید آن را بر اساس زیبایی شناسی اسلامی بررسی کنیم، خاستگاه و منشأ زیبایی است. آیا سرچشمه زیبایی هر چیز در خود اوست یا نفس انسانی است که زیبایی را به او میبخشد یا حقیقتی در خارج از نفس ناظر و شیء زیبا خاستگاه زیبایی است؟
کسی را نیافتیم که بر مبنای زیبایی شناسی اسلامی پاسخ نخست را پذیرفته و باور داشته باشد زیبایی خاستگاه درونی دارد. حتی آنان که زیبایی را با معیارهای درونی مانند تناسب میشناسند، زیبایی را درونی نمیدانند؛ چون پرسش از کجا آمده درباره آن معیارها نیز مطرح میشود.
بر اساس زیبایی شناسی اسلامی، زیبایی بدون شک سرچشمه بیرونی دارد؛ اندیشوران مسلمان بر خلاف کسانی که زیبایی را تجسم یا وعده لذت میدانند، بر این باورند که زیبا از لذیذ برتر است. به همین خاطر نیز عشق را یا متأخر از درک جمال میدانند، چنانکه شیخ الرئیس مینویسد: در حقیقت عشق چیزی نیست جز نیکو شمردن زیبایی یا حاصل تصور جمال، نه موجب پیدایش آن.
بر اساس این دیدگاه، زیبایی نه امری درونی است نه محصول ذهن آدمی. نمیتواند امر درونی باشد؛ زیرا هر چیزی پیش از آنکه زیبایی را به خود عطا کند، یا زیبا است با زیبا نیست. در صورت نخست اعطای زیبایی معنا ندارد، چون تحصیل حاصل است و در صورت دوم امکان ندارد؛ زیرا فاقد شی نمیتواند مُعطِی (اعطاء کننده) آن باشد؛ به عبارت دیگر، هر حقیقتی تنها توسط موجودی به دیگری اعطا میشود که خود دارای آن حقیقت باشد و آنکه خود از چیزی محروم است، نمیتواند از آن به دیگران ببخشد. بر طبق زیبایی شناسی اسلامی، زیبایی محصول ذهن آدمی هم نیست، چون زیبایی حقیقتی خارجی است و ذهن انسان بر بیش از اعتبار و ساختن وجود ذهنی توانایی ندارد؛ بنابراین بر اساس دیدگاه زیبایی شناسی اسلامی، زیبایی نه از ذات شیء زیبا و نه از نفس مدرِک زیبایی، بلکه برآمده از منشای خارجی است. از سویی دانستیم که کسی که از چیزی محروم است نمیتواند از آن به دیگران ببخشد. پس مُعطِی زیبایی باید خود زیباترین زیباها و بلکه جمیل مطلق باشد و جمال خداوند متعال برترین جمال است. بر این اساس از دیگاه فلسفه اسلامی، حق تعالی سرچشمه هر جمال و منبع هر حسن و نظام است و زیبایی همه اشیاء برگرفته از جمال اوست.
قرآن کریم در آیات فراوانی به این اصل مهم در زیبایی شناسی اسلامی پرداخته و از جمال پردازی خداوند متعال در صحنه طبیعت و عالم آفرینش سخن به میان آورده است. از جمله میفرماید: «اِنَّا زَینَّا السَّمَاء الدُّنْیا بِزِینَهٍ الْکوَاکبِ؛ ما آسمان این دنیا را به زیور اختران آراستیم.»
در آیه دیگر خداوند به زیبایی رنگها و نقش خداوند در آفرینش این همه زیبایی اشاره کرده، میفرماید: «ألَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا وَ مِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِیضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَ غَرَابِیبُ سُودٌ؛ وَ مِنَ النَّاسِ وَ الدَّوَابِّ وَ الْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ کَذَٰلِکَ إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ غَفُورٌ؛ آیا ندیدی خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد که بوسیله آن میوههایی به رنگهای گوناگون از زمین خارج ساختیم و از کوهها نیز به لطف پروردگار راههایی آفریده شده سفید و سرخ و به رنگهای مختلف و گاه به رنگ کاملاً سیاه؛ و از انسانها و جنبندگان و چهار پایان انواعی با رنگهای مختلف آفریدیم، آری آفرینش جهان با عظمت چنین است؛ و تنها از میان بندگان او، دانشمندان خدا ترسند؛ خداوند توانا و آمرزنده است.»
اشاره به رنگهای گوناگون آفریدهها در این آیه کریمه هر چند میتواند مقاصد زیادی داشته باشد، بی توجه به موضوع زیبایی و جمال پردازی خداوند متعال نیست. این آیه کریمه صفحهای زیبا از کتاب بزرگ آفرینش را پیش روی ما میگشاید که در آن به تنوع موجودات بی جان و چهرههای گوناگون و زیبای حیات در جهان نبات و حیوان و انسان توجه شده است. ناظر به این صفحه حیرت میکند که چگونه خداوند از آب بی رنگ صد هزاران رنگ پدید آورده و از عناصر معین و محدود، موجودات کاملاً متنوع که هر یک از دیگری زیباتر است آفریده است.
این آیه کریمه ما را دعوت میکند که بر روی زمین تنها به یک موضوع ـ یعنی رنگها توجه کنیم رنگ میوه ها، رنگ انسانها، رنگ حیوانات و رنگ کوه ها. این توجه انسان را در برابر نمایشگاهی بزرگ از رنگ قرار میدهد که همه کره زمین را فرا گرفته است. نمایشگاهی است شگفت و زیبا که قرآن کریم پیش روی انسان گشوده است. این جلب توجه بیش و پیش از آنکه به رنگها باشد، به قدرت جمال آفرینی است که این همه شگفتی را ایجاد کرده است.
در روایاتی که از پیشوایان معصوم به دست ما رسیده نیز با بیانهای روشنی به این اصل زیبایی شناسی اسلامی اشاره شده و از زیبایی جمال دوستی و جمال پردازی خداوند متعال سخن به میان آمده است:
رسول خدا (ص) میفرماید: «إِنَّ اَللَّهَ جَمِیلٌ یُحِبُّ اَلْجَمَالَ؛ خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد.» مشابه همین کلام با اضافاتی از امیرالمومنین (ع) نیز نقل شده است: «إِنَّ اَللَّهَ جَمِیلٌ یُحِبُّ اَلْجَمَالَ وَ یُحِبُّ أَنْ یَرَی أَثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَی عَبْدِهِ؛ خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد و دوست دارد اثر نعمتش را در زندگی بنده اش ببیند.»
منظور از جمله آخر، این است که خداوند متعال دوست دارد بنده با استفاده از نعمتی که خدا به او بخشیده، خود را بیاراید و لباس زیبا بپوشد. این توضیح را از حدیثی که از امام صادق (ع) نقل شده، استفاده میکنیم که میفرماید: «أَنَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یُحِبُّ اَلْجَمَالَ وَ اَلتَّجَمُّلَ وَ یُبْغِضُ اَلْبُؤْسَ وَ اَلتَّبَاؤُسَ وَ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُبْغِضُ مِنَ اَلرِّجَالِ اَلْقَاذُورَهَ وَ أَنَّهُ إِذَا أَنْعَمَ عَلَی عَبْدِهِ نِعْمَهً أَحَبَّ أَنْ یَرَی أَثَرَ تِلْکَ اَلنِّعْمَهِ؛ خداوند متعال زیبایی و زیباسازی را دوست دارد و از ظاهرسازی فقیرانه بدش میآید و انسانهای کثیف را دوست ندارد. خدا وقتی نعمتی به بندهای میدهد. دوست دارد اثر آن دیده شود.»
بر اساس این روایات میتوان گفت که بهره مندی از زیبایی و توجه به آراستگی، یکی از اصول اساسی در زیبایی شناسی اسلامی است و برخلاف آنچه گمان میشود، اسلام هرگز با زیبایی مخالف نیست. در روایت است که امام حسن مجتبی (ع) وقتی برای نماز برمیخاست، بهترین لباسهایش را میپوشید. وقتی در این باره از او پرسیدند، فرمود: «إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَی جَمِیلٌ یُحِبُّ اَلْجَمَالَ، فَأَتَجَمَّلُ لِرَبِّی: خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد. من هم خودم را برای پروردگارم زیبا میسازم.» آنگاه این آیه را تلاوت کرد: «خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ؛ زینت خود را به هنگام هر نمازی برگیرید.»
این روایت نشان میدهد که در زیبایی شناسی اسلامی، توجه به زیبایی و آراستگی ظاهر، امری پسندیده و نیکو میباشد. در قرآن کریم نیز به این موضوع توجه شده؛ برای مطالعه بیشتر میتوانید به مقاله زیبایی و آراستگی ظاهری از دیدگاه قرآن کریم مراجعه فرمایید.
نتیجه گیری
بر اساس زیبایی شناسی اسلامی، گرایش به زیبایی امری فطری است، اما شیطان همواره تلاش میکند تا با ایجاد خلل در فطرت زیباجویی انسان، مصادیق نادرست و منحرفی از زیبایی را به انسان معرفی کند و او را از مسیر الهی گمراه سازد. مهمترین معیار زیبایی در دیدگاه زیبایی شناسی اسلامی، کمال است. بر اساس زیبایی شناسی اسلامی، از آنجا که خداوند واجد تمام کمالات است، خاستگاه زیبایی نیز اوست.
منبع: خبر آنلاین




